

دیدم کسی در میزند
در را گشودم روی او
دیدم غم است در میزند
ای دوستان بی وفا
از غم بیاموزید وفا.....
غم با همه بیگانگی
هر شب به من سر میزند
من وتو با هميم اما دلامون خيلي دوره 
هميشه بين ما ديوار صد رنگ غروره
نداريم هيچ کدوم حرفي که بازم تازه باشه
چراغ خنده هامون خيلي وقته سوت و کوره
من وتو،من وتو ،من وتو
هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم
خسته از اين قصه ها ييم هم صداي بي صداييم
نشستيم خيلي شب ها قصه گفتيم از قديما 
يه عمره وعده ها رو داديم و حرف ها رو گفتيم
ديگه هيچي نمي مونه براي گفتن ما
گلاي سرخمون پوسيده موندن توي باغچه
ديگه افتاده از پا ساعت پير رو طاقچه
گلاي قالي رنگ زرد پاييزي گرفتن
اونام خسته شدن از حرف هر روز تو و من
من وتو ،من و تو ،من وتو هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم خسته از اين قصه هاييم هم صداي بي صداييم
پروردگارا!
به من آرامش ده
تا بپذیرم آنچه راکه نمی توانم تغییر دهم
دلیری ده
تا تغییر دهم آنچه را که می توان تغییر دهم
بینش ده
تا تفاوت این دو را بدانم
مرا فهم ده
تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن
مطابق میل من رفتار کنند.
به شيشه گفتم دوستت دارم ، شيشه شکست ..
به گل گفتم دوستت دارم ، گل پژمرد ..
به دريا گفتم دوستت دارم ، دريا خشکيد ...
حالا به تو ميگم دوستت دارم
(هواي خودتو داشته باش)!!!!![]()
ما نمی تونیم به دلمون یاد بدیم که نشکنه،
اما می تونیم بهش یاد بدیم که
لبه های تیزش دست اونی رو که دلمون رو شکسته، نبره!
هر وقت دل کسی رو شکستی یه میخ به دیوار بکوب
اگه دلش رو بدست آوردی میخ رو از دیوار بردار
اما چه فایده جای میخ رو دیوار مونده!
يكي دسته گل براش دل خوشيه
يكي عادتش برادر كشيه
يكي زاغ مردمو چوب مي زنه
يكي از داغ دلش جون مي كنه
يه نفر خوابه رو تخت نقره كوب
يكي حيرون روي درياي جنوب
يكي زندگي رو زيبا مي بينه
يكي اما خودشو تنهاي تنها مي بينه
شکسپیر می گه: ((کسی را که دوست داری،
ازش بگذر،
اگه قسمت تو باشه بر می گرده،
اگر هم برنگشت حتما از اول مال تو نبوده،پس همون بهتر که رفت.))
سعی کن به کسی که تشنه ی عشق است دل نبندی،
سعی کن به کسی که لایق عشق است دل ببندی،
چون تشنه ی عشق روزی سیراب خواهد شد!

تو آسمون آرزوت هزار تا بادبادک بود
تنگ بلوري دلت درست مث دل من
کلي لبش پريده بود همش پره ترک بود
وقتي که عاشقم شدي چيزي ازم نخواستي
توقعت فقط يکم عاشقي و نوازش و کمک بود
چه روزا که با هم ديگه مسابقه گذاشتيم
که رو گل کدوممون قايق شاپرک بود؟
تقويم که از روزا گذشت دلم يه جوري لرزيد
راستش دلم خونه ترديد و هراس و شک بود
ديگه نه از تو خبري بود و نه از آرزوهات
قحطي مژده و روزاي خوش و قاصدک بود
يادم مياد روزي رو که هوا گرفته بود و
اشکاي سرخ آسمون آروم و نم نمک بود
تو در جواب پرسشم فقط همينو گفتي
عاشقيمون يه بازي شايد الک دولک بود
نه باورم نميشه که تو اينو گفته باشي
کسي که تا ديروز برام تو گل دنيا تک بود
قصه با تو بودن و مي شه فقط يه جور گفت
کسي که رو زخماي قلبم مث نمک بود...
عشق یعنی...!
عشق یعنی
مستی و دیوانگیعشق یعنی
با جهان بیگانگیعشق یعنی
شب نخفتن تا سحرعشق یعنی
سجده با چشمان ترعشق یعنی سر
به دار آویختنعشق یعنی
اشک حسرت ریختنعشق یعنی در
جهان رسوا شدنعشق یعنی س
ست و بی پروا شدنعشق یعنی
سوختن با ساختنعشق یعنی ز
ندگی را باختن**************
عشق یعنی...
!
عشق یعنی
انتظار و انتظارعشق یعنی ه
رچه بینی عکس یارعشق یعنی دیده
بر در دوختنعشق یعنی
در فراغش سوختنعشق یعنی
لحظه های التهابعشق یعنی
لحظه های ناب نابعشق یعنی
با پرستو پر زدنعشق یعنی آ
ب بر آذر زدن**************
عشق یعنی...
!
عشق یعنی
,سوز نی , آه شبانعشق یعنی
معنی رنگین کمانعشق یعنی
شاعری دل سوختهعشق یعنی
آتشی افروختهعشق یعنی
با گلی گفتن سخنعشق یعنی
خون لاله بر چمنعشق یعنی
شعله بر خرمن زدنعشق یعنی
رسم دل بر هم زدنعشق یعنی
یک تیمم,یک نمازعشق یعنی
عالمی راز و نیاز**************
عشق یعنی...
!عشق یعنی
چون محمد پا به راهعشق یعنی همچویوسف قعر چاه
عشق یعنی بیستون کندن به دست
عشق یعنی زاهد اما بت پرست
عشق یعنی همچو من دریا شدن
عشق یعنی قطره و دریا شدن
عشق یعنی یک شقایق غرق خون
عشق یعنی درد و محنت در درون
عشق یعنی یک تبلور یک سرود
عشق یعنی یک سلام و یک درود
**************